چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه
زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه
لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری
چقدر سخته دلت بخواد باز سرتو به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر
آوارش غرورش همه ی وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش
هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما
مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت
بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 23:47 توسط بی تا
|








